رنسانس(Renaissance)
خصوصيات عمومي معماري در دوره ي رنسانس را ميتوان به صورت زير بيان نمود:
- استفاده از فرمهاي كلاسيك يونان و روم باستان نظير ستونهاي يوناني ،قوسهاي هلالي رومي،سنتوريهاي كلاسيك و...
- رعايت اصل سادگي در بناها و دوري از تزئينات اضافه
- كاهش ارتفاع بناها و رعايت مقياس انساني در كل و اجزاء ساختمان
- تنوع بناهاي طراحي شده (معمار در اين دوره صنعتگر ناميده ميشود و غير از كليسا انواع بناهاي ديگر نيز براي كاربردهاي مختلف طراحي مي كند)
- مطرح شدن ديد انساني (پرسپكتيو) وتاثير آن در طرحهاي معماري
شروع جنبش رنسانس از شمال ايتاليا و از شهر فلورانس بود:
در دهه هاي پاياني قرون وسطي به دليل وجود فشار هاي بسيار زياد به رعايا، برخي از مردم در بخشهاي مختلف اروپا،خانه هاي خود را رها كردندو در سرزمينهاي دور از اسقف نشين ها و فئودالنشينها ساكن شدند.برخي از اين مردم كه سرمايه اي داشتند شروع به تجارت كردند و رفته رفته ثروت در اين حوزه ها اندوخته شد.به دليل شرايط مناسب تر زندگي در اين جوامع كوچك ، جمعيت اين مناطق روز به روز افزايش يافت تا زماني كه خود تبديل به حوزه هاي مستقل سكونتي ،تجاري و صنعتي شدند.در هر يك ازاين حوزه ها، ثروتمند ترين خانواده وظيفه اداره ي جامعه را به عهده داشت. فلورانس يكي از اين مناطق در شمال ايتاليا بود كه خانواده اي بسيار ثروتمند و هنر دوست بنام مديچي(medici) بر آن حكومت ميكرد.
ميتوان شروع جنبش رنسانس را زمان طراحي و احداث گنبد كليساي جامع فلورانس توسط فليپو برونلسكي دانست .
برونلسكي در سال 1401 ميلادي پس از شكست در مسابقه ساخت درهاي تعميدگاه فلورانس كه توسط خانواده ي مديچي برگذار شده بود به همراه داناتلو برامانته به روم رفت و تحقيق بررسي در زمينه ي معماري روم را آغاز كرد. پس از بازگشت به فلورانس بين سالهاي 1417 و 1419 در مسابقه طراحي كنبد كليساي اين شهر(سانتا ماريا دلفيوره) شركت كرد و طرح وي بعنوان طرح اول انتخاب شد. كليساي مذكور از سالها پيش در حال اجرا بود ولي به دليل بزرگي بيش از حد دهانه گنبد ،پوشش آن غيرممكن مي شد. ابتكار برونلسكي اين بود كه به جاي اينكه گنبد را به صورت توده اي يكپارچه بنا كند ، آن را به صورت دو نيم كاسه هشت ضلعي جدا از هم طرح نمود كه در فواصل معيني به يكديگر چفت و بست شده بودند.
معماران و هنرمندان مشهور دوره ي رنسانس:
فليپو برونلسكي (1377 م.فلورانس)
- وي بيشتر بعنوان مجسمه ساز و زرگر معروف بود ولي داراي نبوغ و استعداد بسيار در رياضيات،مهندسي مكانيك و ديگر فنون بود .
- در سال 1401 پس از شكست در مسابقه طراحي درهاي تعميدگاه فلورانس به همراه برامانته به روم سفر كرد و مشغول تحقيق در معماري روم باستان شد.
- در سال 1419 به فلورانس بازگشت و در مسابقه طراحي گنبد كليساي جامع فلورانس (سانتا ماريا دلفيوره) برنده شد.
- از نظريات بسيار مهم وي اعتقاد به برقراري تناسبات رياضي در معماري است.
- آثار مهم اين معمار:
· گنبد كليساي جامع فلورانس(سانتا ماريا دلفيوره)
· تالار نگهداري اشياء مقدس كليسان سن لورنزو (به درخواست خانواده ي مديچي)
· بيمارستان كودكان سر راهي فلورانس
· نمازخانه پاتسي
· كليساي سن اسپريتو

گنبد كليساي جامع فلورانس(سانتا ماريا دلفيوره)
لئون باتيستا آلبرتي (1404 م.جنوا)
- وي از مردان كليت گراي عصر رونسانس بود و تمامي هستي را عرصه كار معمار مي دانست.
-از كارهاي با ارزش آلبرتي اين بود كه تمامي آثار نظري آن دوران در زمينه هنر را به رشته تحرير در آورد و در اين زمينه كتابهاي فراواني نوشت كه از مهمترين آنها مجموعه 10 جلدي " در باب معماري " ميباشد.
- از نظريات بسيار مهم وي اعتقاد به برقراري تناسبات رياضي در معماري است. او اين ابعاد و تناسبات را زماني زيبا ميداند كه از طبيعت استخراج گردند.
- آلبرتي براي اولين بار تعريفي متفاوت از تعريف قرون وسطايي معمار (صنعتگر) ارائه ميكند و معمار را فردي داراي نبوغ ذاتي و قوه ي خلاقه مي داند كه ميتواند نو آوري كند.
- تعريف معمار نيز در نظريات آلبرتي با تعريف قرون وسطايي آن متفاوت است. آلبرتي معماري را فن و هنري ميداند كه رسالت آن خدمت به تعالي زندگي بشري است.
- آثار مهم اين معمار:
· قصر رچلاي -فلورانس
· نماي كليساي سانتاماريا نوولا – فلورانس
· كليساي سن فرانچسكو
· كليساي سن آندريا
دوناتلو برامانته (1444 م. اوربينو – ايتاليا)
-برامانته تحت تاثير كارهاي برونلسكي و نوشته هاي آلبرتي بود كه به روم رفت و تحقيق در زمينه هاي معماري كلاسيك روم را آغاز نمود.
-آثار مهم اين معمار:
· نمازخانه تمپيه تو (در محل به صليب كشيده شدن پطروس)
· طراحي و شروع ساخت كليساي سن پيتروي جديد به جاي باسيليكاي قديمي (اين كليسا بعدها به وسيله ي ميكل آنژ ادامه يافت و تكميل شد.)
