خصوصيات سبك باروك:

۱ـ بي ثباتي دنيا: 
يكي از اساسي ترين تفكرات باروك اين است كه شناخت و دانش بشر از جهان پيرامون خود كامل و صد در صد نيست، چون دنيا بي وقفه در حال تحول، دگرگوني و بازسازي است و هيچ چيز ثابت و قطعي نيست. به عنوان مثال، اين تغيير و تحول در طبيعت كاملاً محسوس است. توالي فصلها، نشانه هايي ملموس از اين تغيير شكل بي وقفه دنيا است.

۲ـ انسان آزاد: 
انسان محكوم به سرنوشت نيست، بلكه حاكم بر تقدير خود است، چون اين دنيا ثابت و بدون تغيير و تحول و قوانين حاكم بر آن نيز قطعي و غير قابل نقض نيست، بودن انسان در چنين شرايطي، آزادي عمل، قدرت انتخاب و توانايي تصميم گيري با تمام آگاهي را براي او به دنبال دارد.

۳ـ نپذيرفتن چيزي بطور قطعي و مسلم: 
باروك به واقعيتهاي قطعي و صد درصد ايمان ندارد، بلكه عقيده دارد كه همه چيز در ظاهر نمودار مي شود. باروك به آنچه كه در «ظاهر وجود دارد» اهميت مي دهد نه به آنچه كه «واقعاً هست.»

۴ـ واقعيت و توهم: 
پيروان سبك باروك معتقد هستند كه بين حقيقت و خيال، ظاهر و باطن مرز مشخصي وجود ندارد و كاملاً از هم قابل تفكيك نيستند. شايد آنچه را كه خيالي مي دانيم، عين واقعيت باشد و شايد هم برعكس، تمام واقعيتهاي ذهني ما همه خيالي بيش نباشد.

۵ ـ دنيا صحنه نمايش است: 
زندگي تئاتري توأم با خواب و بيداري، عشق و عقل، جنون و شيفتگي، خيال و حقيقت است. انسان بايد دراين صحنه زندگي بانقابي بر چهره نقش بازي كند يعني بايد بازيگر صحنه زندگي خودباشد. و بازيگر اين صحنه، انسان، بايد با گذاشتن نقاب، واقعيت را پنهان كند كه اين كتمان و بازيگري نوعي خودسازي است زيرا با تظاهر به خوب و شريف بودن، واقعاً مي توان خوب و شريف شد.

۶ ـ بايد مدرن بود: 
در عصر باروك ديگر از قدما تقليد و پيروي نمي شود، بلكه بيشتر به دنبال چيزهاي نو و جديد و خلاف روال معمول هستند.

۷ ـ مخاطبان متمدن: 
مخاطبان باروك مردمان با فرهنگ و متمدن هستند ولي الزاماً دانشمند و فاضل نيستند.

۸ ـ افراط: 
هنرمندان سبك باروك در خلق آثار خود گاهي زياده روي مي كنند و از نظر آنان هر افراطي به نام «آزادي خلاق» مجاز است.

قالبهاي ادبي و هنري:
سبك باروك در همه هنرها منجمله: نقاشي، معماري، سينما، موسيقي، تئاتر، شعر و هنرهاي تجسمي راه پيداكرد.
معمولاً در قالبهاي ادبي باروك به صنايع ادبي بويژه تضاد، مجاز و استعاره توجه خاصي مي شود.
۱ ـ تئاترهاي تراژدي ـ كميك و نمايشنامه هاي روستايي (Pastoral) كه از يك عشق ساده در دل طبيعت ناشي مي شود در اين دوران بسيار مورد توجه است.
۲ ـ شعر باروك نيز بيشتر اشعار شخصي با تصويرسازي هاي بسيار درخشان و گاهي هم با سخنان نامفهوم ارائه مي شود.
۳ ـ رمان هاي اين دوره نيز پر از حوادث و اتفاقهايي است كه در مكانها و زمانهاي مختلف براي قهرمان باروك روي مي دهد. قهرمان باروك خود را در عشق خود حبس نمي كند و پايبند به آن نيست. به همين دليل اغلب عشقهاي باروك بي ثبات و ناپايدار هستند.
۴ ـ معماري نيز از قالبهاي بسيار مورد توجه اين سبك است. سمبل معماري باروك خطوط منحني، كج و ناموزون است. تزئينات و نماي ظاهري در معماري سبك باروك بسيار اهميت دارد.